وبدای روابط عمومی دانشکده پزشکی به مناسبت 25 تیر ماه (روز طب سنتی)
مصاحبهای با جناب آقای دکتر مهدی یوسفی، عضوهیات علمی دانشکده طب ایرانی و
مکملوریاست محترم این دانشکده انجام داد که درادامه مشروح آنرا می خوانید:

1-جایگاه طب مکمل در تشخیص و درمان بیماریها و رابطه آن با طب کلاسیک و
رایج چگونه است؟
در ابتدا باید به بررسی تفاوت های طب سنتی و مکمل پرداخت. سازمان جهانی بهداشت
سه واژه ی متفاوت از این مقوله را تعریف کرده است. اولین آنها طب رایج می باشد که
همین طب نهادینه شده درنظام سلامت اکثر کشورها می باشد که بر اساس آن دانشجویان
در دانشگاه ها دررشته های پزشکی و پیراپزشکی و... به تحصیل مشغولند.دومین نوع
طب، طب سنتی می باشد، طب سنتی در واقع آن دسته ازمکاتب طبی می باشند که در
زمان های قدیم در بعضی از کشورها در حوزه های تمدنی رایج بوده اند، از آنجایی که
حوزه های تمدنی، کم و انگشت شمارند، تعدادی از آنها شامل طب چینی طب هندی طب
یونانی و همین طب ایرانی وجود داشته که درواقع بخش های زیادی از این طب مربوط
به طب یونانی است. گروه سوم از مکاتب طبی همه روش های طبی غیرازاین دو روش
را شامل می شود و سابقه آنچنانی هم ندارند. بنابراین در بعضی از کشورها این سه مقوله
بصورت جداگانه وجود ندارد به طور مثال در کشور آمریکا طب سنتی وجود ندارد و
همان طب رایج مرسوم است یعنی آن قدمت کهن طب سنتی را ندارد ولی کشور چین هر
سه مورد طب را دارد. بنابراین طب سنتی یا طب مکمل در همه کشورها به صورت
یکسان و یکنواخت نمی باشد.
2- چه ضرورتی وجود داشت که رشته دانشگاهی و تخصصی طب سنتی- ایرانی در
دانشگاه تاسیس گردد؟
یک بخش از مطالبات طبی ما در واقع به سمت و سوی استفاده از گیاهان دارویی و
روشهای طب سنتی است که از قدیم الایام تا به الان این روش ها بوده و مردم رغبت و
مراجعه به این گونه طب و گیاهان دارویی داشتهاند. یکی از شواهد رغبت مردم همین
تعداد زیاد عطاری ها در سطح شهر است. بنابراین چون نیاز مردم بوده است ضرورت
بوده حاکمیت به این نیاز مردم پاسخ دهد. نکته دوم کشورهایی که خودشان دارای پیشینه
تمدنی و فرهنگی هستند، جزء وظایف آنهاست که این پیشینه فرهنگی و تمدنی را حفظ
کنند. نکته سوم این است که اگر روش های طب سنتی کارایی لازم را نداشت این رشته به
مرور زمان از بین میرفت. در طول تاریخ وقتی که یک روش پیشرفته موثر داشته باشیم.
کمتر از روش های قدیمی استفاده می شود مگر اینکه روش های قدیمی کاری انجام دهد
که در روش جدید نتوان کرد و دلیل اینکه جایگاه طب سنتی در جامعه ما ماندگار شده
است می توان این عامل را ذکر کرد که کارهای مثمر ثمری داشته است حال می توان این
نکته را ذکر کرد که جامعه دانشگاهی می تواند اشکالات این طب را تشخیص داده و به
برطرف کردن آن بپردازد. بنابراین به دلایل مختلف اسناد بالادستی و در سطوح مختلف
کشور این جمع بندی حاصل شد که این رشته در دانشگاه های کشور مستقر شود.
3-دامنه فعالیت رشته تخصصی طب سنتی چیست؟
به دلیل اینکه درعلم جدید پیشرفت های چشمگیری انجام شده است طب سنتی در آن ورود
پیدا نمیکند، مانند اعمال اورژانس، دندانپزشکی یا عمل های تخصصی و جراحی ها که به
طور متداول کسی از ابزارهای قدیمی استفاده نمیکند، ابزارهای جراحی پیشرفت
چشمگیری داشته و دقت بسیار بالایی دارد عوارض کمتری هم دارد، ولی عمدتاً در حوزه
بیماری های داخلی مزمن کارهایی که درمان رضایت بخش یا درمان قطعی ندارند در
تخصص طب سنتی می باشند. همکاران طب سنتی در بیماری های طولانی مدت مزمن که
به درمان های طولانی مدت پاسخ مثبتی نداده و عمده مراجعات مردمی را شامل می شود
مشغول به فعالیت می باشند.
4-درحال حاضر چه چالشهای رشته طب سنتی-ایرانی را تهدید می کند؟
بخشی از چالش ها در بخش دانشگاهی و بخش دیگری از چالش ها در بخش علوم و
اجتماع وجود دارد، تنش هایی که در بخش دانشگاهی و وزارت هست در واقع سرعت
توسعه و تعمیق طب سنتی در ده سال گذشته کافی و چشمگیر نبوده و وزارت بهداشت
نسبت به سایر رشته های تخصصی و فوق تخصصی که در دانشگاه یا وزارت وجود دارد
،توجه مقبولی را به این رشه نشان نداده است، مثلا هیچ گونه از خدمات طب سنتی تحت
پوشش هیچ نوع بیمه ای نیست در بسیاری از مراکز استانها سلامتکده های مورد تائید
دانشگاه علوم پزشکی که درآنها خدمات طب سنتی انجام شود و مردم به آنها مراجعه
کنندوجود ندارد و طب سنتی هنوز در تهیه منابع و کتابها های خود باید کارهای زیادی
انجام دهد. پژوهش هایی که در این حوزه انجام می شود و میزان اعتباراتی که به این
حوزه تعلق دارد نیز کافی نیست از سوی دیگر مجوزهایی که به دانشگاه ها و گروه ها
داده میشود و حجم کار بالینی که دانشجوهای طب سنتی انجام میدهند آنگونه که شایسته این
رشته می باشد نیست. رشته های پیراپزشکی پرستاری و مامایی کمک خوبی به طب سنتی
می کنند که از این رشته ها استفاده خوبی در طب سنتی نشده است چالش هایی ها وجود
دارد که باید حل شود در سطح عموم نیز در واقع یکی از چالشهای اساسی جریانهای
انحرافی است که به دلیل نیاز مردم از یک سمت و عدم پاسخگویی سیستم وزارت بهداشت
از سوی دیگر فضا را برای رشد افراد سودجو فراهم کرده است و ورود افراد فاقد
صلاحیت و افرادی که یا به لحاظ قانونی صلاحیت ویزیت کردن یا تجویز دارو یا ساخت
دارو ندارند به حوزه را شاهد هستیم گاهی حتی می بینیم که در برخی از عطاری ها
مشاوره ساخت و تجویز دارو صورت می پذیرد و همچنین کشت گیاهان دارویی، برداشت،
بسته بندی و فرآوری آنها بدون نظارت مشخصی انجام می شود. در واقع این مشکلاتی
است که خارج از وزارت بهداشت وجود دارد.
5-مردم چگونه میتوانند افراد خبره و کارشناسان تائید شده در حیطه طب سنتی را
بشناسند؟
بخشی از این مقوله وظیفه وزارت بهداشت است. وزارت بهداشت مکلف است به اقشار
مختلف مردم اطلاع رسانی کند و درمانگاه ها و کلینیک های تحت پوشش وزارت بهداشت
را که در آنها اقدامات طب سنتی صورت میگیرد معرفی کند و همچنین انتشار اسامی و
لیست سلامتکده هایی که دارای مجوز هستند و پزشک هایی که در این حوزه تخصص
دارند را در سایت های مختلف چه در سایت معاونت درمان یا نظام پزشکی برعهده گیرد.
از طرف دیگر رسانههای عمومی و صدا و سیما می تواند نقش به سزایی داشته باشدعدم
دعوت از افراد فاقد صلاحیت لازم و بالعکس دعوت کردن از متخصصین دانشگاهی
دربرنامه ای صدا و سیما بسیار مهم است. متاسفانه شبکه های اجتماعی هم در این
موضوع نقش دارند که تا حدی قابل کنترل نیست و هر کسی به نقل از اساتید طب سنتی
میتواند هر مطلبی را بارگذاری کند و مردم در این زمینه باید هوشیار باشند.
6-آیا طب سنتی برای هرنوع بیماری درمان خاصی دارد؟ مثلا اورژانس های پزشکی
یاسرطان های پیشرفته؟
الگوی بیماری های امروزه با بیماری های قدیم تفاوت بسیاری پیدا کرده است. بنابراین ما
نمیتوانیم با ابزارها و یا نسخههای چند سال قبل بیماریهای حال حاضر را درمان کنیم ولی
این عمومیت ندارد که برای همه بیماری ها بخواهیم جامعیت بدهیم. طب سنتی در بیماری
هایی از قبیل عفونت، بیماری های اورژانسی، بیماری های سخت قلبی عروقی یا مغزی
ورود نمی کند. بنابراین طب سنتی برای تمام بیماری ها سخنی برای گفتن ندارد. حتی
برای بیماری های در گذشته در کتب طب سنتی آمده امروز به دلیل اینکه ماهیت اینها
متفاوت شده است نمی توان از روش طب سنتی بهره گرفت شاید در گذشته ما این همه
تنوع سرطان نداشتیم و نیز این همه شیوع سرطان را نداشتیم و اینها یک بخشی برمیگردد
به سبک زندگی. بنابراین این پیش فرض که طب سنتی برای همه بیماری ها درمان دارد
این پیش فرض غلط است. پیش فرض درست این است که طب سنتی یک طب تجربی
است دارای یک سری نقاط قوت و ضعف است و نقاط قوت باید بررسی شود و از آنها
برای کمک به مردم استفاده کرد.
7-نظر شما درخصوص دیدگاه ترکیبی درمانی طب کلاسیک و سنتی چیست؟
این تنها روش موفقی است که طب سنتی باید به آن فکر کند یعنی آن کسی که درمانگر
هست متناسب با شرایطی بیمار بایستی قدرت تشخیص برای او فراهم باشد مثال برای این
بیمار من کدام از این روش های طبی مفید است خوب لازمه کار این است که همه
پزشکان که در کار بالینی مشغول هستند بایستی حداقل آشنایی با روشهای طبی طب سنتی
داشته باشد برای بیمار در جای خودش از هرکدام از این روشها که اثر مثبت و عوارض
کمتری داشت استفاده کنند این همان مدل تلفیقی یا مدل جامع طب جامع هست که سازمان
جهانی بهداشت به عنوان بهترین الگو پیشنهاد کرده است به کشور های مختلف که وارد
این فضا گر دند و ما باید به سمت این الگو برویم تنها سیستمی که بتواند نجات بخش باشد
همین سیستم تلفیقی طب رایج و طب سنتی است.

